English |  فارسی |  Русский  
صفحه اول
نمایندگان مجلس: داعش نام مستعار برخی حلقات سیاسی است
نشست اضطراری در پی بروز علایم شکست انتخابات در افغانستان
معاون مجلس سنای افغانستان: نقش شانگهای در ختم جنگ در افغانستان برجسته است
عضو مجلس: حضور 1 درصدی هزاره‌ها در ادارات دولتی مصداق کامل تبعیض و بی‌عدالتی است
سردی روابط کابل- دوشنبه و افزایش تهدیدات داعش در شمال افغانستان
پروسۀ انتخابات زیر سایۀ نا امنی و بحران اعتماد کلید خورد
داعش؛ از بزرگ‌نمایی تا نادیده‌انگاری
نخست‎وزیر ترکیه حامل چه پیامی بود؟
عضو شورای رهبری جمعیت اسلامی افغانستان: با هیچ کشور منطقه رابطۀ نیک نداریم!
سران افغانستان به نخست‎وزیر پاکستان: ادامۀ وضعیت به سود دو طرف نیست
انتخابات ریاست جمهوری کلید خورد: تشکیل ائتلاف بزرگ سیاسی، انصراف غنی و نامزدی کرزی
شاه‎کلید نشست امنیتی مسکو: افغانستان، پایگاه تازۀ داعش
خفه‎شدن صدای جریان مخالف طالبان
گفت‌وگو به جای تخاصم
فهرست جریان‌های مخالف غنی قطورتر شد
وابستۀ فرهنگی افغانستان در روسیه:رابطۀ افغانستان و روسیه صدساله می‌شود
رییس پیشین امنیت ملی افغانستان:در احصاییه هوایی «گاوها» را رأی‌دهنده حساب کرده‌اند!
نشست تاشکند: طالبان به مذاکرات صلح روی آورند
آیا آسیای مرکزی ابتکار صلح افغانستان را به دست می‌گیرد؟
تلاش‌ها برای کشانیدن پای روسیه به جنگ افغانستان
روسیه با رد اتهام فرمانده امریکایی: نگران پررنگ‌شدن حضور داعش در شمال هستیم
خشم رهبران جمعیت اسلامی به سازش عطا محمد نور با ریاست جمهوری
گلی که «گلبدین» کاشت!
نگرانی‌ها از واگذاری معادن افغانستان به شرکت‎‏هایی امریکایی
کلید صلح افغانستان در دست پاکستان است؟!
پژوهشگران: نفوس شماری «هوایی» به هدف اکثریت‌سازی قومی صورت می‎گیرد
دست آورد 6000 روز جنگ!
از عقب‌نشینی تا خوش‎بینی کاذب امریکا دربارۀ افغانستان
جریان‌های سیاسی در کابل: حکومت در پی تمدید مأموریت‌اش است
پیروزی یک مخالف سرسخت غنی در معاونیت مجلس
  مصاحبه/
« در فلسفه و منطق من نه نام عقب نيشنى وجود دارد و نه هم شكست»
/21.8.2008
« در فلسفه و منطق من نه نام عقب نيشنى وجود دارد و نه هم شكست»
مصاحبه از عمرنثار
غلام فاروق وردک یکی از با نفوذ ترین اشخاص در سیاست معاصر افغانستان محسوب میشود. او را " صدراعظم (نخست وزیر)  افغانستان "  می نامند و بدینوسیله به امکانات تصورناشدنی او هنگام حل مسایل کلیدی در اداره حامد کرزی اشاره میکنند. در عین حال در خارج از افغانستان ، و منجمله ، در روسیه ، در باره این شخصیت عملآ هیچگونه معلومات وجود ندارند. سایت خبری "افغانستان.رو" خواست درین باره از محترم وردک بپرسد ، و صحبت با داکتر وردک بسیار صادقانه و حتی در بعضی موارد – جدی ثابت گردید:

"افغانستان.رو": بصورت کل اوضاع سیاسی فعلی کشور را چگونه ارزیابی میکنید. کی ها (کدام "بازیگران" سیاسی) امروز در انکشاف پروسه سیاسی افغانستان نقش مهم دارند؟

فاروق وردک: سوال شما دو بخش را در بر ميگيرد، اولاً ارزيابى اوضاع فعلي كشور و ثانياً نقش بازيگران در پروسه سياسى.

به نظر بنده اوضاع سياسى كشور در پهلوى نقاط قابل مكث، رويهمرفته ايجاب مينمايد تا دستآوردهاى آن حفظ شود، دستآوردهاى كه به قيمت بسيار گزاف مادى و معنوى بدست آمده است. ما از لحاظ جغرافيايى سياسى در يك منطقه بحران زا و مشكل زنده گى ميكنيم، افغانستان در منطقه خط تقاطع ميان بزرگترين تنش ها واقع بوده، درين تنش هاى بزرگ بعنوان حايل ميان تصادمات دو امپراطورى وقت، روسيه يى تزارى و بريتانيا، قربانى بزرگ داد و هم در زمان تجاوز قشون اتحاد شوروى سابق، مردم افغانستان بزرگترين مجاهدت نمود و بزرگترين قربانى را متحمل شد. اين دو كشمكش افغانستان را سخت ريز مريز كرد، در دوران جهاد افغانستان بشكل كلي تخريب گرديد ولى درنتيجه جهاد بر حق مردم افغانستان، كشورهاى اسير منطقه آزاد شدند و كشورهاى آزاد منطقه آزاد ماندند، يعنى بهره قربانى ملت بزرگ افغان بيشتر به ديگران رسيد اما خود ما آنچه در ميدان جنگ بدست آورديم، در ميدان سياست و خانه جنگى ها آنطوريكه ميبايست استفاده نشد.

در بخش دوم سوال تان بايد گفت كه، امروز اگر ما اوضاع افغانستان را بخواهيم بشكل اكادميك و بر پايه يى واقعيت ها تحليل كنيم، ناگزير به جريانات ماضى و آنچه در منطقه گذشت مراجعه كنيم، آنچه ميگذرد محصول و ادامه ماضى است، ازينرو نقش كسانيكه امروز كشور را رهبرى ميكنند، نقش نسبى است، نه مطلق. در شرايط امروز رهبرى كردن افغانستان كار دشوار است، درينجا هر كار خون دل ميخواهد، ضعف اقتصادى، مشكلات گوناگون اجتماعى، مشكلات فرهنگى، بى سوادى، كمبود كادرها، دمار و خرابى هاى سه دهه جنگ، گروه هاى تخريبكار، انتحارات، خشكسالى هاى پى در پى، حسابات ناتصفيه شده دوران جنگ، تعدد احزاب، محاط بودن با خشكه، همسايه هاى با هم حسود و رقيب، مداخلات منفى و...اين ها همه و همه مشكلاتى است كه به امكانات بسيار گزاف، كادرها، نيروى كار، تعهد سياسى، تلاش هاى خسته گى ناپذير و پيكار عظيم ضرورت دارد. ازينرو من فكر ميكنم كه در همچو يك اوضاع، تيم فعلى حكومت واقعاً نقش فداكارانه انجام ميدهند. اگر اينطور شرايط بالاى هر كشورى ديگرى بيايد در مهار و كنترول آن عاجز خواهد آمد، حتى اگر رهبرى كدام كشور بسيار مترقى را هم اينجا بياوريد در مقابل تهديدهاى موجود سرگردان خواهد شد.

ولى اگر هدف تان از بازيگران، فكتوروها و عناصرى باشد كه در سرنوشت تغييرات و تبديلي احوال نقش مهم دارند، باشد، من به چند عنصر مثبت و منفي اشاره ميكنم: در فكتورها يا عناصر مثبت، اولاً ملت خسته از جنگ و خواهان آزادى مطلق و ترقى بلاحدود است كه واقعاً نقش درجه يك را در سرنوشت سياسى، اقتصادى و اجتماعى مملكت ايفا ميكند، ثانياً رهبرى دلسوز، پاكطينت و متعهد، ثالثاً اركان ثلاثه دولت، رابعاً حضور، نقش و تعهد جامعه جهانى كه با استفاده از ابزار و امكانات مادي و معنوى ميتواند صفحات سياست ما را رقم زند.

و اما عناصر منفى كه نقش سلبي در قضيه دارند عبارت از يكتعداد همسايه هاى شرير، ثانياً موقعيت جيوستراتيژيك و جيوپولتيك افغانستان در منطقه، تبعات و ميراث ۳۰ سال جنگ، فقر مزمن، نامناسب بودن موسم ها در طى سال هاى پى در پى، تهاجم تروريزم بين المللى و استفاده از آن منحيث راديكاليزم نظامى به عنوان ابزار سياسى توسط بعضى همسايه هاى افغانستان و...

اما نسبت به بد بينى، خوشبينى ما بيشتر است، ما اميدواريم اوضاع بنفع مردم افغانستان ادامه پيدا كند، تلاش داريم تا مردم و احزاب سياسى را بيشتر از بيش نسبت به منافع كشور متعهد و فعال بسازيم. ما با همين عزم كار را آغاز كرديم، الحمدلله ما دستآوردهاى قابل ستايش در عرصه هاى مختلف داريم، هر چند تلاش هاى انجام شده كافى نيست، ولى آينده كشور را شگوفا تر، باثبات، مستحكم و روند جامعه را به سوى ترقى و تعالى بيشتر سوق خواهم داد. خلاصه اينكه نظر به حجم مشكلات و تهديدات بالفعل و بالقوه، سياست گذاران نظام فعلى با كمى هاى ايكه دارند، يك تيم موفق، باعزم و با تعهد است.

"افغانستان.رو": دورنما و انکشاف سیستم احزاب سیاسی را چگونه ارزیابی میکنید. افغانستان در شرایط امروزی به چند حزب ضرورت دارد (براساس معلومات وزارت عدلیه افغانستان، امسال تعداد احزاب سیاسی به اضافه از صد سازمان رسيده است) ؟

ف.و: احزاب سياسى در هر كشور جز جامعه هستند، نظام جمهورى اسلامى افغانستان بر اصل آزادى سياسى باور دارد. ازينرو قانون احزاب ساخته شد، در حيطه اين قانون احزاب سياسى ميتوانند فعاليت هاى خود را منسجم سازند. ولى تجربه احزاب در كشور خيلى خام است، اكثريت احزاب سياسى ما به نبوغ و بلوغ لازم نرسيده، ميبينيم كه در بسا اوقات فعاليت بعضى از احزاب سياسى بجاى اينكه بخاطر بهبود باشد، بيشتر براى متزلزل كردن و مضطرب كردن است. در كشورهاى پيشرفته، احزاب در مهار كردن مشكلات و چلنج ها بهترين نقش را ادا ميكند، آنها ممد و همكاران صميمى دولت هاى خود هستند. در آنجا احزاب در اعمار جامعه، در رشد اقتصاد، در رشد فكرى و فرهنگى جامعه و در همه عرصه هاى زنده گى نقش بسيار بلند را دارند. در آنكشورها احزاب در فراهم نمودن خدمات اجتماعى، بهداشت و بلند بردن ظرفيت جامعه از هم پيشي ميكنند، هر يك تلاش ميكند تا بنحو بهتر و گسترده تر به جامعه شان مصدر خدمت شوند. و نيز از جانب ديگر در آنجا احزاب كمبودات دولت را تكميل ميكند، ولى متاسفانه در افغانستان عده يى از احزاب سياسى قوت هاى و دستآوردهاى دولت را به چالش مواجه ميكند، درينجا احزاب سياسى به احزابى گفته ميشود كه با دولت در ستيز و تصادم باشند. درينجا ستيزه گرى نوعى از انشغال سياسى است، درينجا بجاى انسجام و بسيج كردن مردم بيشتر براى انفصال آنها فعاليت صورت ميگيرد كه اينها همه نشانى عدم پختگى احزاب سياسى است. ولى با همه يى آنچه كه گفتيم، موجوديت احزاب يكى از مقتضيات ديموكراسى است، من آرزو دارم تا احزاب در نقش هاى سازنده، اميد دهنده و رشد اقتصادى، فرهنگى، سياسى و رشد خردمندى بيشتر كار كنند تا جامعه ما با آنها بسته گى واقعى را حاصل نمايند. اين هم قابل ذكر است كه يكتعداد احزاب از بيرون تمويل ميشوند، تمويل بيروني بدون شك ناگزير است تا اجنداى بيروني را تعقيب كند، در آنصورت توقع خدمت ازينگونه احزاب خيال است و محال.

"افغانستان.رو": حکومت آغای کرزی امروز هم از داخل (از طرف جریانات سیاسی داخلی) و هم از خارج مورد انتقاد قرار میگیرد. شما آینده حکومت را چگونه ارزیابی میکنید. چانس رئیس دولت حامد کرزی را در انتخابات آینده چطور میبینید، از نظر شما کی رقیب اساسی وی در انتخابات خواهد بود؟

ف.و: انتقادات وجود دارد، اما بيشترين انتقادات يا از روى ملحوظات معين سياسى است، يا از روى سليقه و يا هم از روى عدم آگاهى از اوضاع و شرايط افغانستان. قبلاً به چندين واقعيت هاى جامعه ما اشاره كردم. ما مجبوريت هاى داريم كه دستآن ما را محكم بسته است، ولى ما مطابق به سعى و تلاش و بنده گى هاى خود، خود را موفق احساس ميكنيم، ما تا هنوز به منزل نه رسيده ايم، در مسير راه ناهموارى ها، نشيب و فرازها وجود دارد، ولى راهى را كه ما انتخاب نموده ايم راه درست است، عزم ما راسخ و صداقت ما پر واضح است. ديگر اينكه ارزيابى ها معمولاً مقايسوى ميباشد، چيزى را كه مورد ارزيابى قرار ميدهيم، آنرا مقايستاً ارزيابى ميكنيم، اگر نفس سوال به شما راجع شود كه، كي و يا كيها هستند كه ما چانس پيروزي يا عدم پيروزى آنرا با رئيس جمهور فعلى مقايسه كنيم؟ جواب تان چيست؟ شما نام ببريد تا من مقايسه و تحليل كنم!!

چانس ها را قلم تقدير و اراده مردم تعيين ميكند. هنوز قبل از وقت است كه در باره كاميابان و ناكامان آينده صحبت كنيم. اراده و راى مردم ثابت خواهد ساخت كه كى ها برنده و كى ها بازنده هستند. طبيعى است كه در انتخابات آينده، يك نفر به سمت رياست جمهورى خواهد آمد، هر كسى را كه مردم انتخاب كند، در هر حالش ما در مقابل دين، وطن و مردم خدمتگزارى صميمانه و تعهد خود را دنبال خواهيم كرد. ما با افغانستان وملت افغان تعهد داريم و تا دم داريم ثابت قدم ميمانيم و خود را وقف اين كشور نموده ايم.

"افغانستان.رو": در این شب و روز، مخصوصاً بعد از برکناری لوی سارنوال عبدالجبار ثابت، بعضی کارشناسان از برکناری تمام کابینه حرف میزنند. نظر شما در این مورد چیست؟

ف.و: هر تغييريكه در نظر باشد، يقيناً براى بهترى امور خواهد بود، هر گاه تغييرات بيآييد، بدون انتظار اعلان خواهد شد. تقرر و تبدل مقامات يك موضوع طبيعى است، اينها را متغييرات ميگويند، نه ثوابت. متغييرات هميشه در تغيير اند. قانون اساسى به رئيس جمهور صلاحيت داده است تا در هر مقطع زمان كه خواسته باشد، حسب لزومديد تغييرات آورده ميتواند. اما يقيناً هر فيصله رئيس جمهور براى بهبود امور و خدمتگزارى خواهد بود، بهبود آوردن يك امر طبيعى، تدريجى و دوامدار هست، اصلاحات هيچوقت خاتمه نمى يابد.

"افغانستان.رو": آیا احتمال تشکیل حکومت ائتلافی جدید تا انتخابات ریاست جمهوری وجود دارد. در صورت تشکیل چنین حکومت ائتلافی کدام جریانات سیاسی شامل آن خواهد شد. تا چی اندازه امکان ائتلاف بین آقایون کرزی و حکمتیار وجود دارد. آیا امکان ائتلاف بین کرزی، حکمتیار و ربانی موجود است؟

ف.و: عصر ائتلاف ها گذشته است، ما فعلاً دولت مشروع و صد در صد موافق با قانون اساسى و ستانداردهاى بين المللى داريم، ضرورت به ائتلاف ها نيست، چرا ائتلاف؟ ما هر كسى كه خواستار آمن و رفاه و ثبات كشور باشد و قوانين كشور را احترام ميكند ما از آنها استقبال ميكنيم. بدين هم معتقد هستم كه همه افغانها اولاد اين خاك هستند و خدا كند كه تمام افغانهاى وطندوست به خاك و وطن خود برگردند و مصدر خدمت به مردم خود شوند. آغوش دولت بر روى خدمتگاران باز است و هميشه بازخواهد ماند.

"افغانستان.رو": از نظر شما، تاخیر انتخابات به دلیل امنیتی امکان پذير است. آیا شما قصد اشتراک را در انتخابات ریاست جمهوری و یا پارلمانی آینده دارید؟

ف.و: ان شاءالله انتخابات به تاريخ تعيين شده صورت خواهد گرفت، اما اگر خداى ناخواسته مشكلات و موانعى بميان آيد كه تدوير انتخابات عمومى، عادلانه، مشروع، بى خطر و مطمين را ناممكن سازد و ياهم اگر ظروف و شرايط طبيعى و موسمى نامساعد باشد در آنصورت تصميم ديگر از طرف كميسيون مستقل انتخابات اتخاذ خواهد گرديد، البته طبيعى است كه اين تصميم در پرتو معيارهاى اصولي و روشنى قوانين نافذه كشور و مطابق با مشوره اجماع ملى گرفته خواهد شد.

شخص خودم آرزومندم تا در انتخابات و يا در هر كجاى كه باشم نقش يك خدمتگار را داشته باشم، نه بيش و نه كم. فعلاً در باره ميل و بى ميلى ام چيزى گفته نميتوانم، البته ترجيح ميدهم در چوكات دولت جمهورى اسلامى هر آنچه مردم و دولت لازم بداند خدمت نمايم. نظر به شرايط و ظروف در وقت درست تصميم درست اتخاذ خواهم نمود، كانديداتوري و راى دهى از جمله حقوق سياسى يك تبعه كشور است، هر كس ميتواند ازين دو حق طبيعى و فطرى برخوردار باشد. اما اگر رئيس جمهور فعلى كانديد باشد من از ايشان حمايت خواهم كرد و يقيناً كه چانس پيروزى اش را بيشتر از ديگران ميبينم، در شرايط فعلى و نظر به نبوغ سياسى و رهبرى حاذق كه ايشان دارند بهترين انتخاب است.

"افغانستان.رو": بعضی از سیاستمداران افغان طرفداری نظام فدرالی را میکنند. نظرشما در این مورد چیست، آیا برقراری نظام فدرالیزم منجر به تجزیه افغانستان خواهد شد؟

ف.و: اين موضوع به تجزيه و تحليل طولانى و اكادميك ضرورت دارد، ممكن نيست كه جواب آنرا در بلى و نى خلاصه نماييم، ولى من در يك كلام كوتاه ميگويم، كه افغانستان شرايط، ساختار و ظروف ويژهء خودش را دارد. اين كشور قابليت پذيرش نظام فدرالى را فعلاً ندارد، نظام فدرال معاييب و محاسن خودش را دارد، اما در افغانستان عملاً امكان تطبيق آنرا نمى بينم، بهترين نظام، نظاميست كه مردم يك كشور با اكثريت آرا آنرا انتخاب ميكند، بهترين گزينه، گزينش مردم يك كشور است، نه گزينش و انتخاب چند سياستمدار! من كسانيكه طرح نظام فدرال را مطرح مينمايند، به آنها حق ميدهم تا آنچه تصور و آنچه استدلال ميكنند در پرتو اصول ديموكراسى مطرح نمايند، اما هر دوجانب (خوبيها و معاييب) آنرا، به مردم بيان نمايد تا مردم آگاهانه در مورد انتخاب و رد آن اراده شان را تمثيل نمايد. طوريكه ميدانيد افغانستان از سال ۱۳۵۷ الى ۱۳۸۰ يك دوران عدم استقرار را طى نموده است، درين دوران سير فرار از مركز يا تمركز زدايى به اوج خود رسيد، درنتيجه همه آلام و مصائيب ملت از همين پديده يا ازهمين واقعيت ها ناشي ميگردد، اين اولين بار است كه با آغاز سال ۱۳۸۱ سير تمركز گرايى و مركزي شدن نظام رو به شكل گرفتن آغازيد، با آنكه فكتورهاى قوى فرار از مركز و انفصالگرايى از مركز بجاى خود باقى است، بناً براى چند دهه ديگر شديداً نياز است تا افغانستان دارايى نظام شديداً و قوياً مركزي باشد.

"افغانستان.رو": چرا تاکنون میکانیزم همکاری بین تیم رئیس جمهور کرزی و مجاهدین بوجود نیامده است. دلیل اساسی اختلافات، از نظرشما، در چیست؟

ف.و: هدف از مجاهدين و يا " تيم كرزى" كيست؟ اگر هدف تان از تيم، كابينه و اعضاى اركان ثلاثه دولت باشد، درست است اما اگر كدام كتله خاص را تيم ميگويد درست نيست، چون رئيس جمهور، رئيس تيم و گروپ نيست، رئيس دولت و رئيس اين كشور است. ثانياً جلالتمآب حامد كرزى خودش مجاهد است، پدرش در راه جهاد مقدس جام شهادت نوشيده، اعضاى خانوادش درهمين راه شهيد شده اند، در نظام كنونى همه مجاهدين است، در راس شوراى ملى مجاهدين هستند، اكثريت وزرا و مقامات بلند، اعضاى مجلسين شوراى ملى، اعضاى رهبرى ستره محكمه، قوماندانهاى مهم پولس، امنيت ملى و اردوى ملى مجاهدين هستند، مشاورين مقام رياست جمهورى اكثريت شان مجاهدين هست، مجاهدين جزء اين ملت هستند، حكومت تلاش ميكند تا ميان ملت و رهبرى دولت روابط نزديك، محكم، صادقانه و مملو از همكاري باشد.

هان، اگر مطلب شما از مجاهدين، همان گروه ها يا افرادى باشد كه در گذشته نه چندان دور، بدون استثناء، تمام مراكز قدرت در دسترس شان بود و بالاى آنها سيطره داشت، ولى امروز كه چند تن ديگر به سليقه آنها برابر نيستند و به صحنه آمدند، همان افراد كه خود را اجاره دار ميدانستند، داد و فرياد ميزنند....! اين درست نيست. شايد مبالغه نباشد اگر بگوييم كه امروز هم مراكز عمده قدرت در دولت افغانستان مربوط به همان گروه ها و يا افراد آنهاست. ازينرو اگر شما به چند نفر محدود كه در گذشته جزء حكومت بودند و فعلاً نيستند، تنها آنها را مجاهد ميگوييد، ملت افغانستان با اين تحليل موافق نيست. بناً نظام فعلى افغانستان نظام مجاهدين واقعى افغانستان است.

"افغانستان.رو": شما فعالیتهای ناتو و امریکا را در افغانستان چگونه ارزیابی میکنید. دلیل اساسی عدم پیروزی ناتو بالای طالبان در چیست. آیا ضرورت بر توسعه ساحه فعالیت های ناتو به طرف وزیرستان شمالی و جنوبی احساس میشود؟

ف.و: فعاليت هاى ناتو و امريكا، به استثنايى حملات هوايى ايكه مردم عامه را درين اواخر نشانه گرفتند، به نفع افغانستان و منطقه هست. مردم ما نيازمند همكارى در بخش ملكى و نظامى هستند، دشمنان جهان، در حقيقت دشمنان افغانستان هستند، آنها به افغانستان به ديد يك " آشوبخانه " مينگرند، ازينرو تلاش مينمايند تا ازين كشور منحيث يك (آتشكده) و عقده گاه استفاده نمايند، براى تروريستان مهم نيست كه افغانستان به چه سرنوشتى مبتلا ميشود، و چه بلاها از دست آنها بالاى اين كشور آمده و مى آيد. ازينرو آنها دشمنان مردم افغانستان هستند.

ثانياً من به اين باور نيستم كه ناتو و امريكا شكست خورده است، آنها از يك جنگ تقليد و عنعنوى كه شش سال پيش با آن مواجه بودند، با جنگهاى متفاوت و غير متعارف داخل شدند، حملات انتحارى يك نبرد جديد است، مقابله بآن ايجاب مينمايد تا فنون و تكتيك جنگ تغيير بخورد، هم از لحاظ عدد و هم از لحاظ وسايل. ولى آنچه كمتر روى آن كار شده، تقويت، تجهيز و تسليح اردو، استخبارات و پوليس ملى افغانستان است. بهتر است بجاى ازدياد عدد نيرو هاى خارجى، بر تقويت و ازدياد نفرات نظامى امنيتى افغانستان كار صورت گيرد.

ثالثاً، ما از سالها و تكراراً ميگوييم كه ضرورت است تا منابع اصلي ترورستان نابود شود، محلات تربيت ترننگ و كمپ هاى آموزشى آنها. مخفى گاه و تربيت گاه هاى اين تروريست در خارج از مرز افغانستان است، تا زمانيكه اين تربيت گاه ها نابود نشود، پيروزى كامل نا متصور است. ما تاكيد مينمايم تا حلقات نظامى و استخباراتى در پاكستان مورد فشارهاى گوناگون قرار گيرند، تا از سياست هاى دوگانه اجتناب ورزد و از ارسال تروريستان به افغانستان جلوگيرى نمايند. و اگر چنين همكارى و تضمين از جانب اين دستگاه مخرب اى اس اى صورت نگيرد، تروريستان با مرور زمان افزايش خواهند يافت، كه در آنصورت مقابله با آنها دشوارتر خواهد شد.

چيزيكه شما به آن اشاره ميكنيد، نيروهاى ناتو آهسته آهسته دارد به اين حقيقت پى ميبرد كه مراكز تروريستى، بيرون از مرز افغانستان است و حركت ناتو به طرف مراكز تروريستان بيرون از كشور ما، نمايانگر داعيه برحق ماست كه از روز اول ميگفتيم، تروريزم بايد بيرون از مرزهاى كشورما در مراكز اصلي آن شكست بخورد.

"افغانستان.رو": از نظر شما احتمال تصادم نظامی بین افغانستان و پاکستان در نزدیکی ها (2-3 سال آینده) وجود دارد آیا بین دو کشور مشکل مرزی وجود دارد؟

ف.و: به ادامهء آنچه گفتم، به يقين كامل ادعا كرده ميتوانيم كه هر عمل تخريبكارانه كه در افغانستان اجرا ميگردد، بدون دست مستقيم و غير مستقيم اى اس اى ممكن نيست. اگر حلقات مخصوص نظامى در اردوى پاكستان از سياست هاى تخريبكارانه دست نه بردارند، اين احتمال بعيد نيست كه افغانستان دست به اقدام عليه مراكز و تربيت گاه هاى تروريستان در مرز خواهد زد، البته تا هنوز حد حوصله و بى حوصله گى مردم افغانستان را به مقياس سال و ماه تعيين نه نموده ايم، اما در حال حاضر اكثريت اقوام و قبايل در هر دو طرف خط ديورند مصرانه ميخواهند تا عليه عناصر آشوبگر و تروريست، كه اكثريت شان را مردمان بيرونى تشكيل ميدهند و از طرف اردوى پاكستان حمايت ميشوند، مورد تهاجم محدود قرار گيرند. بالاخره اگر اين خواست توسعه يابد، جهانيان و افغانستان مجبور به اقدام خواهد شد. (این مصاحبه قبل از استعفای مشرف صورت گرفته است – "افغانستان.رو")

"افغانستان.رو": پروسه مذاکره با طالبان را مثبت و یا منفی ارزیابی میکنید. آیا امکان اشتراک طالبان در انتخابات پارلمانی آینده وجود دارد. حرکت طالبان میتواند در اینده به یک حزب سیاسی مبدل گردد؟

ف.و: ما هميشه بر گفتگو و ديالوگ تاكيد داشته ايم، ما آغازگر اين پيام بوديم كه بايد مسايل از راه صلح آميز حل شود، امروز هم بر مذاكره تاكيد ميكنم، اما فقط با كسانيكه بر مذاكره، مصالحه و گفتگو باور دارند، نه باكسانيكه مجرمين نابخشودنى هستند و نه هم با كسانيكه در فهرست تروريستان مطلوب قرار دارند. كسانيكه حاضر به پذيرفتن قانون اساسى كشور و ارزش هاى اسلامى هستند، ما آمدن آنها و پيوستن شان به دولت را از صميم قلب استقبال ميكنيم، و اما حركت طالبان عجالتاً و بالفعل يك حركت باغى و تخريبكار است، امروز دزدان، رهزنان، مفسدين، مجرمين فرارى و عمال بيگانه تحت نام طالبان كشور ما را ويران ميكند، آنها در تعاريف سياسى كمتر قابل فهم هستند، ولى اگر اهداف، مقاصد و شيوه مبارزه شان تغيير بخورد و از روش ها و شيوه هاى پذيرفته شده انسانى و بدون خون ريزى كاربگيرند و دست از جنگ و خشونت بردارند، در آنصورت حق خواهند داشت تا در كار زار سياست سهم بگيرند.

"افغانستان.رو": کدام نظام دولتی (ریاست جمهوری، پارلمانی، شاهی) از نظر شما در شرایط کنونی برای افغانستان مناسب است؟

ف.و: قبلاً نيز جواب دادم، هر نظاميكه مردم از طريق اراى اكثريت بخواهند، همان نظام مناسبتر و عادلانه تر است، نظام ها خوب و بد ندارند، اين بسته گى به انتخاب و رضايت مردم دارد. اما ترجيح ميدهم، هر نظاميكه باشد، بهتر است تا با استفاده از تعاليمات ارزشمند اسلام، مراعات كلتور سالم و انسانى افغانى و با درنظرداشت منفعت و مصلحت هاى علياى مردم افغانستان، خطوط اساسى خويش را ترسيم نمايد. هر نظاميكه اخلاق مدارى، احترام و اصول محورى در جوهرش باشد، زيبنده حكومتدارى خواهد بود. شما آگاهى داريد لويه جرگه تصويب قانون اساسى كه صبغه نظام فعلى ما را تصويب كرد، من در آن نقش كليدى داشتم، پس نظر و ديدگاه من در همان لويه جرگه منعكس شد.

"افغانستان.رو": بعضی کارشناسان در گفتگو های خصوصی شما را " صدراعظم افغانستان " نامیده، صلاحیت هایتان را "بی حد و اندازه" ارزیابی میکنند. شما نقش خود را در تصمیم گیری های مهم چگونه میبینید؟

ف.و: نخير اينطور نيست، من صدراعظم نيستم و نه هم صلاحيت هاى من "بى حد و اندازه" است. بلكه حد و اندازه دارد، من رئيس رياست عمومى اداره امور و دارالانشاى شوراى وزيران هستم، دفتر وزير دولت در امور پارلمانى، در چوكات همين اداره فعاليت ميكند، پس من تنها در راس يك اداره هستم، نه چندين اداره. يعنى من رئيس ادارهء امور هستم ولى چون دفتر وزير دولت در امور پارلمانى در چوكات همين اداره كار ميكند پس من وزير دولت نيز هستم، يگانه وزير خارج از چوكات كابينه.

خودم هرگز در طول تاريخ ماموريتم جزء كدام معامله نامشروع و تشبثگرانه نبودم، با مسايل در چوكات وظيفوى ام با جديت، قاطعيت و اما صميميت برخورد ميكنم، آنهائيكه با من سر و كار دفترى دارند، ميدانند كه من از تشبث كارى و معامله سخت نفرت دارم، نه معامله ميپذيرم، نه كسى توان استحصال معامله از من دارد و نه هم معامله گران و مداخله گران را در حدود خود اجازه ميدهم، از روى همين جديت و قاطعيت ايكه در چوكات وظيفه دارم بعضى ها فكر ميكنند كه من صلاحيت هاى بيشتر دارم.

شما نگاه كنيد، آغاز كار دولتى ام در رياست دارالانشاى كميسيون قانون اساسى بود، در آنجا همه يى كار ها را از صفر، از يك ميدان خالى و از صفحه يى صفر شروع كرديم، بعد رياست دارالانشاى لويه جرگه تصويب قانون اساسى، بعد رياست دارالانشاى كميسيون انتخابات و فعلاً رياست دارالانشاى شوراى وزيران، يعنى ادارهء امور. فكر ميكنم كه رياست اين دارالانشاء ها كدام مناصب كلان نبوده اند، در حقيقت اين متصدى وظيفه است كه آنرا يا در پاكت جابجا نموده خورد ميسازد و يا هم به اندازه يى آنرا موفق ميسازد كه بسيارى ها را به حسادت در ميآورد. همين حالا بسا از كميسيون هاى ديگر و روساى دارالانشاء ها ديگر موجود هستند، كه موفقيت شان در مقايسه با دستآوردهايم قابل رشك نيست، ازينرو نسبت به آنها ديد حسودانه وجود ندارد. اين كه من همه اى دارالانشاء هايرا كه رياست اش را بدوش داشتم توانستم تا آنها را كشورشمول سازم، اين نمونه يى از تعهدم با خداوند كريم و با مردمم هست.

ضرب المثل وطنى داريم كه " بزرگمرد آن نيست كه به مقام بلند شود، بلكه بزرگمرد همان است كه مقام و منصب را بلند ميكند " شايد من صلاحيت ها و قابليت هاى بيشتر ازين داشته باشم، كه فعلاً آنرا اعمال ميكنم، من باور دارم كه ازين بيشتر هم كار ميتوانم، خداوند را سپاسگزارم كه توفيقات شان شامل حالم هست، در غير آن با اين تصدى ها حق ظرفيت، تجربه، كاردانى و تعهدم ادا شده نميتواند، من درين رياست كنونى صلاحيت هاى كارى ام را بازهم كم ميبينم، من بيشتر ازين توانمندى و ظرفيت دارم.

و اما در ارتباط به سهمگيرى ام در تصاميم مهم كشور همينقدر ميگويم كه، در باقى تصميم گيرى هاى مهم كشور بعنوان يك فرد و مقام دولتى سهم دارم، مانند ساير مقامات حكومتي، البته هر كس در ساحه كارى خودش ميتواند صلاحيت هاييكه قانون برايش تفويض نموده، آنرا استعمال كند. من حد و حدود وظيفوى خود را ميشناسم. درين حدود با هيچكس رقيب نيستم، ولى به هيچكس تن نمى دهم، چلنج ميدهم و چلنج ها ميشكنم، در فلسفه و منطق من نه نام عقب نيشنى وجود دارد و نه هم شكست. من از مردان نا تسخير پذير هستم، آسمان براى پروازم كافي نيست، ولى در پهلوى اين هم، سر به سجود به خدايى مينهانم كه خالق همه هست. ميخواهم تاريخ مرا سياسيون نه، بلكه ملت بنويسد. چون من با افراد نه، بلكه با ملت تعهد داده ام، خواه در چوكات دولت باشم و ياهم خارج از آن خادم مردم خودا خواهم بود، خدا كند يك روز اين ملت عظيم و كشور عزيز را در ميان سيالها از همه پيشروتر و سر به فلك ديده بتوانم.

"افغانستان.رو": نظر شما در مورد همکاری ها بین افغانستان و روسیه چیست. در کدام عرصه ها این همکاری ها به مردم دوکشور و منطقه سود مند خواهد بود؟

ف.و: در ساير عرصه هاى ذيعلاقه، روسيه كشور نزديك به افغانستان است ما فرصت هاى بسيار زياد در عرصه هاى گوناگون اعم از تجارت، صنعت، تبادل تجارب، امنيت، استخراج معادن، تعميرات، ترانزيت، انرژي و...داريم، اگر روسيه آروزى پيشرفت و توسعه در روابط با افغانستان را داشته باشد، بدون شك افغانها از آنها استقبال خواهد كرد. روسيه ميتواند با كمك ها و همكارى بيشتر اقتصادى و انسانى، گذشته نامقبول دوران تسخير كشور توسط اتحاد جماهير شوروى وقت را جبران نمايد.

"افغانستان.رو": به باور کارشناسان، سطح همکاری ها بین افغانستان و روسیه آنطور که انتظار میرفت انکشاف نمیکند، از نظر شما چی چیزی میتواند در انکشاف روابط و همکاری ها بین دو کشور مزاحمت کند؟

ف.و: هر چند هجوم نظامى شوروى وقت بر افغانستان، خاطرات بسيار بد بر اذهان افغانها گذاشته است، اما اين امر هيچوقت مانع برگشت به روابط خوب شده نميتواند. روسيه ميتواند نقش بسيار خوب در سرمايه گزارى در افغانستان ايفا كند، شخصاً بدين باور هستم كه اگر روسيه از روابط انفرادى و مخفيانه كه با بعضى از گروه ها و جريانات دارد، مستقيماً با مردم افغانستان و حكومت مركزى روابط خود را توسعه دهد، چانس هاى خوبى خواهد داشت. روسيه ميتواند در ايجاد و گسترش ترانزيت هايى آسيايى مركزى و افغانستان ايفا كند. روسيه در چوكات شانگهاى هم ميتواند با افغانستان تبادل منافع داشته باشد. اگر روسيه بخواهد از طريق آسيايى مركزى، عبوراً بر افغانستان و پاكستان به آبهاى گرم راه پيدا كند و ازين طريق به جهان وصل شود، شرايط بسيار خوب براى آنكشور مساعد خواهد شد، اما از طريق دوستى و نيك نيتى نه از راه اشغال و جنگ. اين كار سبب خواهد شد تا روسيه بيشتر از پيش در ثبات افغانستان نقش خود را ايفا كند. من فكر ميكنم ميدان هاى بسيار زياد ديگر هست كه نه تنها به روسيه بلكه به ساير كشورهاى منطقه منفعت بار خواهد بود.

"افغانستان.رو": بعضاً گفته میشود که شما و بعضی از مامورین بلند پایه نزدیک به رئیس جمهور کرزی مخالف انکشاف روابط با کشورهای سمت شمال افغانستان هستید. آیا اینگونه اظهارات صحت دارند؟

ف.و: حرف هاى بى مفهوم و ياوه گوي هاى بى اساس است. تعيين خطوط اساسى پاليسى هاى جمهورى اسلامى افغانستان را در مجموع دولت در روشنى قوانين تعيين ميكند. ترجيحات در روابط معمولاً به اساس منافع متبادل اتخاذ ميگردد. سياست خارجى افغانستان توسط وزارت خارجه به پيش برده ميشود، اساس اين دكتورين را روابط دو جانبه و چندان جانبه تشكيل ميدهد. حسن همجوارى و عدم مداخله در امور يكديگر، تبادل منافع متقابل از جمله مسايلى است كه روابط خارجى يك كشور را تعيين ميكند. مخالفت يا موافقت من در تعيين و ترجيح روابط خارجى چندان تاثير ندارد. ولى من ترجيح ميدهم كه افغانستان با همه كشورهاى جهان روابط مفيد، حسنه و نيك داشته باشد.

"افغانستان.رو": رسانه های افغانستان اکثراً شما را "شخص نزدیک به حکمتیار" مینامند، گفته میشود که شما یکی از فعالین اساسی حزب اسلامی حکمتیار بودید. این گزارش ها صحت دارند؟

ف.و: نخير! درست نيست، لفظ "اكثراً" را قبول ندارم، بعضى از رسانه هاى بيخبر و بيگانه پرور اينطور ميگويد. اما اين واقعيت دارد كه افتخار اشتراك در جهاد عظيم عليه قشون اشغالگر شوروى را داشتم، در آن دوران بهترين خدمات صحى و درمانى را به مردم كشور براى مدت ۲۰ سال تقديم نموده ام. در چتر موسسه سويدن بيش از ۳ ميليون انسان از خدمات اين موسسه مستفيد ميشد و من اكثراً در راس آن بودم و يا در آن نقش كليدى داشتم. بعد از خدمت در كميته سويدن براى هفت سال مسوول بزرگترين اداره عرضه خدمات براى معيوبين و معلولين در چوكات ملل متحد بودم، به صدها مركز بازتوانى معيوبين را تاسس نمودم و صدها هزار افراد معيوب و معلول از خدماتم مستفيد گرديده اند، كسانيكه از طريق جنگجويان معلول ميگرديد من آنرا به حكم خدا بازتوان ميساختم. جهاد يك مبارزه مقدس است، "جنگ مقدس نيست" من به مدت بيش از ۲۰ سال اينطور جهاد نموده ام، امروز هم به همان نيت كار ميكنم و از خداوند سپاسگزارم كه فرصت خدمت به مردم خود را دارم و نيز افتخار دارم كه در عمده ترين و مهم ترين مراحل بازسازى وطن سهم نهايت فعال داشتم و دارم.

من از آدمهاى نيستم كه در دنبال كسى باشم، من خود در جلو هستم، من در كارهايم پيشگام هستم، به كسى تن نميدهم. من اصول دارم، و آن اينكه "من پيش ميروم و موانع را ميشكنم" ديگر اينكه من نميدانم حكمتيار در كجاست، ولى من به حكمتيار نه، بلكى به رئيس جمهور فعلى كشور نزديك هستم، يكى از كارمندان دولتش هستم. شايد قابل حيرت براى شما باشد اگر بگويم كه من در همين مدت طولانى مشاركت در جهاد حتى يكبار هم حكمتيار را از نزديك نه ديده ام. ولى در صفوف كه من در آن جهاد مقدس را پيش ميبردم افتخار دارم كه پاكترين و پيشگام ترين صفوف جهاد بود، ياوه گوى هاى كه گويا من به حكمتيار نزديك هستم از طرف گروهك هاى حسود، منزوى و مغضوب جامعه صورت ميگيرد، گروه ها و اشخاصيكه خود هيچ كارى جز توهين و شخصيت كشى ديگران ندارند، آنها براى اينگونه تبصره ها و تخمينات وقت كافى دارند، در حاليكه فعاليت هاى من از كسى پوشيده نيست، معمولاً از ۶ صبح تا ۱۰ شب در خدمت دولت و مردم خود هستم و ازين زخمتكشى لذت ميبرم و از شر حاسدين و مغضوبين به خدا پناه ميبرم، اعوذبالله منهم.
Afghanistan.ru
(5)نطرشما در اين مورد
ارسال اين صفحه به دوستتان
برای چاپ
صفحه اول
اخبار
روسيه و افغانستان
افغانها مقيم روسيه
معرفی چهره ها
آسيای مرکزی
از منابع روسي
مصاحبه
عکس ها
Google

RSS

matlab@farsi.ru








© 2003-2007 نشريهء آزاد افغانی
كليه حقوق اين سايت متعلق به «افغانستان.رو» ميباشد
نظرات نویسندگان مقالات ممکن است مغایر با موضع اداره سايت باشد
استفاده از مطالب سايت با ذکر ماخذ آزاد است.
--2.1--