English |  فارسی |  Русский  
صفحه اول
پارلمان آیندۀ افغانستان از چند درصد مردم نماینده‌گی خواهد کرد؟
مذاکرات معیوب امریکا
رییس اجرایی افغانستان: دربارۀ نشست صلح مسکو با افغانستان هماهنگی نشده بود
ناکامی حکومت افغانستان در بازداشت یک فرمانده محلی
اگر «فن‌آوری» قربانی «مصلحت سیاسی» شود!
انتخابات پارلمانی افغانستان، سرخوردی نخبگان جوان
«جابجاسازی تروریستان» و ضرورت فعالیت بیشتر منطقه در جنگ افغانستان
کابل از چشم واشنگتن افتیده است؟
امریکا «کمک» نمی‌کند. هزینۀ «پایگاه‌ها» را می‌پردازد
آیا منطقه قادر به پرکردن خلای امریکا در افغانستان است؟
غنی با چه پشتوانه‌یی به ادامۀ حکمرانی دلبسته است؟
انتخابات به تأخیر می‌افتد
ندامت لابی‌ها چهار سال پس از انعقاد پیمان
وزارت خارجۀ روسیه: گزینۀ نظامی در افغانستان راه‌حل نیست
اضطراب از کرنش و انعطاف‌پذیری امریکا در برابر طالبان
آیا افغانستان وارد جنگ خونین مذهبی می‌شود؟
شش گزینۀ احتمالی مورد حمایت امریکا در افغانستان
از بلاتکلیفی انتخابات پارلمانی تا تأخیر در انتخابات شورای ولسوالی‌ها
احزاب به میدان آمد
چرایی کناره‌گیری "رییس‌جمهور در سایۀ افغانستان"
برگشت خلیل‌زاد؛ استقبال تکنوکرات‌ها، سراسیمگی جهادی‌ها
ازبیکستان مقصد سفر هزاران گردشگر افغانستان
عوامل احیای طالبان
مقصر کیست؟
روسیه طالبان را از فهرست سیاه خارج میسازد
یورش طالبان به غزنی در گرماگرم مذاکرات صلح
نظام پدرمیراثی در سایۀ لیبرال دموکراسی
هراس از برپایی انتخابات شفاف و عادلانه
انتقاد از نجات و بدرقۀ داعش در جوزجان
داعش؛ افول در شمال، احیا در شرق
  روسيه و افغانستان/
نتائج عملیات ضد تروریستی در افغانستان و منافع روسیه
/30.4.2009
نتائج عملیات ضد تروریستی در افغانستان و منافع روسیه
سرگی دروژیلوفسکی
معلومات مختصر درمورد نویسنده مقاله : سرگی بوریسویچ دروژیلوفسکی – پروفیسور پوهنتون دولتی روابط بین المللی مسکو مربوط وزارت خارجه روسیه.

نظر نویسنده مقاله ممکن است مغایر با موضع اداره سایت "فارسی.رو" باشد.

با وجود اعلامیه های رهبران دول مختلف راجع به ضرورت فعال ساختن مبارزه با تهدیدات ، ناشی از افغانستان معاصر ، بصورت ذهنی اوضاع فعلی درین کشور به غیر از مردم خود افغانستان ، که پیوسته از طرف نیروهای چند ملیتی بمباردمان می شوند ، از ستمگری رهبران مافیای مواد مخدره و بی تفاوتی مقامات مرکزی ، که توان تامین امنیت انها را ندارند رنج میکشند ، مورد قبول همه می باشد.

درعین حال امریکایان و متحدین غربی انها امروز با نیروهای مسلح شان در آنجا حضور دارند و ان منطقه جهان را کنترول میکنند، جای که تا چندی قبل مواضع انها به صفر تقرب می نمود.

روسیه و همسایه گان شمالی افغانستان از تهدید افراطیت اسلامی با ظواهر کاملاً تندروانه ان ، که از افغانستان در دوران زمامداری طالبان و حامی ان القاعده ناشی میشد رهایی یافتند.

ایران کشور همجوار افغانستان بصورت هرچه بیشتر موفقانه مواضع را در مناطق غربی و مرکزی ، عمده تاً شیعه نشین افغانستان بدست می اورد و در عین حال از رقبای خود در چهره مبلغین طالبان رهایی می یابد ، که انحصار ایران را در باره اعمار دولت عادلانه و یگانه دولت درست اسلامی ، حد اقل درین منطقه جهان اسلام را برهم زدند.

پاکستان ، باوجود تمام مشکلات بازداری افراطیت اسلامی در دولت خود ، در عین حال همیشه ، حتی با اتخاذ مساعی سمبولیک در باره کمک به ایتلاف بین المللی در افغانستان از خاک خود، میتواند بر درک و حمایت غرب حساب کند.

حتی چنین شخصیت بزرگ مانند اغا خان رهبر اسلامگرایان فرقه اسماعیلیه بعد از سقوط طالبان برای اولین بار امکان تماس را با پیروان خود در افغانستان کسب نمود و امروز در انجا اقدامات موفقانه مالی – اقتصادی را تحقق می بخشد.

در عین حال افغانستان بیش ازین مرکز عمده تروریزم بین المللی محسوب نمیشود. طالبان جنگجو در حال حاضر در باره این نمی اندیشند ، تا مفکوره بنیادگرایی اسلامی را در سراسر جهان پخش کنند ، بلکه سعی میکنند ، تا در صحنه زنده گی اجتماعی – سیاسی خود افغانستان زنده باقی بمانند. القاعده عمده تاً از افغانستان خارج ساخته شده است ، و با وجود اعلامیه های جنگجویانه رهبران ان ، به احتمال زیاد نمی تواند تهدید واقعی را برای امنیت دول غربی متوجه سازد.

در داخل دولت افغانستان بصورت کل منظره مشابه وجود دارد. مرکز ضعیف ، مناطق اطرافی تقریبآ غیر قابل کنترول ، ولی دارای امکان تقسیم مجدد وجوه ، که از حامیان بین المللی مواصلت می ورزند و بدینوسیله توازن منافع بین نیروهای موجود در افغانستان و خود اطراف در چهره قوماندانان به اصطلاح جبهه و شخصیت های معتبر عنعنوی افغانستان ، که اوضاع را در مناطق خود کنترول میکنند و بر حکومت مرکزی برای تامین امتیازات سیاسی و ملکیتی فشار می اورند ، حفظ میکنند.

افت عمده واقعیت افغانستان – کاروبار مواد مخدره باعث اوج احساسات در بین حلقات حاکم خود افغانستان و " هوشدارهای متعدد اخیر " از طرف کشورهای نیم کره غربی میگردد. ولی هیچ تردید وجود ندارد ، که درین صورت هم ماشین عیار شده بین المللی تقسیم مجدد عواید چندین میلیارد دالری حاصل از فروش مواد مخدره افغانستان ، که به اسانی مانع هرگونه نیات خوب میگردد، که طی چندین سال اخیر با طمتراق از طرف سیاستمداران جهان متمدن ، بشمول ماموران ملل متحد ، که همه ساله گذارش های راجع به کاهش ساحات کشت خاشخاش در افغانستان تهیه مینمایند ، فعالیت میکنند. واقعیت چنان است ، که تولید مواد مخدره در افغانستان بعد از تحقق عملیات " ازادی شکست ناپذیر " ده ها برابر افزایش یافته و ، بصورت مشخص ، در سال 2001 در افغانستان مقدار 180 تن مواد مخدره ، و در سال گذشته 2008 بیش از 8200 تن مواد مخدره تولید شده بود.

موفقیت ها و بلند رفتن عواید قاچاقچیان مواد مخدره در افغانستان به اندازه اشکار اند ، که باعث حسادت برخی کشورهای همجوار انکشاف یافته میگردد. بطور مثال اخیراً یکی از کاندیدان مقام ریاست جمهوری قرغزستان ژینیش بیک نظرعلی یف کشت خاشخاش را به مثابه اساس زراعت کشور خود ، طبعاً ، به بهانه ظاهراً نجیبانه ایجاد صنایع قوی داروسازی ، پیشنهاد نموده است. معلوم است ، که در افغانستان کار همینطور اغاز شده بود.

این سوال مطرح میشود ، که اگر همه انچه در بالا گفته شد واقعیت داشته باشد ، پس ، چه چیز را میتوان مورد بحث قرار داد؟ پس ضرورت به جواب احساس نمیشد ، در صورتیکه یک " اگر " وجود نمیداشت. تا سال 2010 جریان اساسی کمک های بین المللی ، که به افغانستان بعد از تحقق عملیات ضد تروریستی در سال 2001 تخصیص داده میشد ، پایان می یابند. در شرایط بحران اقتصادی و مالی بین المللی ، که در سال روان تمام اساسمندی برای تعمیق شدن دارد ، داشتن این توقع ، که کدام کسی بازهم ارزوی تخصیص میلیاردها دالر به تجربه مشکوک بنام " دموکراسی در افغانستان " خواهد داشت ، بجا به نظر نمی رسد. و درینصورت منظره شاید کاملاً تغیر کند.

باوجود انکه ، به اساس اعلامیه های جانب افغانستان ، بخش اعظم کمک های جامعه بین المللی ، که به افغانستان تخصیص داده شده بودند دزدی شده و یا جهت تامین مخارج متخصصین و کارشناسان خارجی مصرف شده اند ، بخش که به دست افغانان رسیده بازهم به حکومت امکان تحقق و فعال نگهداشتن پروژه های مهم اقتصادی و اجتماعی کشور و جلب هزاران کارگر و تامین حد اقل وسایل معیشت و فعالیت سکتورهای مالی و اقتصادی کشور را میسر ساخته است. و چیزیکه بسیار مهم است ، تامین فعالیت حیاتی ساختارهای تازه ایجاد شده نظامی ، وفادار به حکومت محسوب میشود. چه رخ خواهد داد ، زمانیکه این وجوه تمام شوند؟

من مدعی ترسیم تمام منظره دورنمای اینده نزدیک نمی باشم ، ولی باور دارم ، که بدتر شدن شدید اوضاع داخلی سیاسی درین کشور و افزایش روحیه افراطیت وگروه های تندرو رخ خواهد داد ، یعنی افغانستان یکبار دیگر به حالت بقای ابتدایی خودی ، زمانیکه همه وسایل خوب پنداشته میشوند ، زمانیکه حتی ان منظره خیالی مصالحه عمومی خاموشانه سراسری ، که وضع افغانستان فعلی و اطراف انرا مشخص میسازد نیز فروخواهد پاشید ، خواهد لغزید.

به ارتباط اینکه کدام منافع روسیه و وظایف را ، که در برابر ان قرار دارد ، میتوان جدا ساخت، من انها را تحت نام کلی میخواهم متحد سازم : " امیدواری به بهبودی و لی گرفتن اماده گی برای وضع بدتر ". این واقعیت میتواند مثبت ثابت گردد ، که افغانستان بعد از محروم شدن از تمام کمک های غربی ، طوریکه بارها این کار در تاریخ صورت گرفته ، شاید یکبار دیگر از روسیه طالب کمک گردد ، و انگاه میتوان منافع اقتصادی افغانستان را با ان مساعی متحد ساخت ، که روسیه برای تحرک بخشیدن فعالیت های اقتصادی دول اسیای مرکزی ، قبل از همه ، در عرصه انرژی و ترانزیت ان بعمل می اورد.

درینصورت میتوان بر حمایت کشور همجوار افغانستان ایران حساب نمود ، که همچنان علاقمند همکاری درین عرصه می باشد و کار زیاد را برای ایجاد شبکه اقتصادی ، که باید روابط همگرایی بین ایران ، افغانستان و جمهوری های اسیای مرکزی را تسریع کنند ، انجام داده است. جز سیاسی این پروسه های همگرایی را میتوان از طریق سازمان همکاری شانگهای سازماندهی کرد ، که عضویت افغانستان در ان کاملاً به جا به نظر میرسد. در اینده ان کارهای ، که از دوران شوری بجا مانده اند ، یعنی اکتشاف جیولوجیکی ، تجربه امور بزرگ مقیاس ساختمانی ، همکاری در عرصه زراعت ، پروژه های به حالت تعلیق درامده در عرصه تحصیلات ، کلتور ، حفظ الصحه و غیره ، که قابل تجدید می باشند ، به همکاری روسیه – افغانستان کمک کرده میتوانند.

روشن است ، که این وریانت فقط در صورت اراده روشن ابراز شده رهبری افغانستان و اماده گی روسیه جهت تلاش بازگرداندن مواضع از دست رفته در افغانستان ممکن می باشد. ولی هرکدام ازین شرایط و یا هردوی انها میتوانند خیالی ثابت گردند. رهبری نو افغانستان ، و بعد از سال 2010 بدون تردید مردم دیگر ، برخوردهای دیگر و شیوه های نو کار ضرور خواهند بود ، شاید نسبت به رهبری کنونی ، روحیه هرچه بیشتر ضد روسیه خواهد داشت ، و خود روسیه هم تا به حال اشارات اشکار راجع به علاقمندی جهت تحقیق همکاری وسیع با افغانستان از خود نشان نمیدهد. حد اقل فراخوان های مکرر شرکت های روسیه در باره حمایت دولتی از انها برای توسعه سرمایه گذاری در بازارافغانستان تا به حال به هیچ گونه عکس العمل از طرف رهبری کشور ما مواجه نگردیده اند. عجیب اینکه ، نماینده گی تجارتی روسیه در افغانستان تا به حال فعالیت نمی کند.

انگاه وریانت دومی باقی می ماند – و ان اینکه باید سعی شود بار اساسی مسوولیت حوادث اینده در افغانستان بر دوش مبتکرین غربی ارام ساختن افغانستان گذاشته شود ، و تمامی اقدامات ممکن جهت تقویت امنیت سرحدات جنوبی ، تا وضع نمودن رژیم جدی ویزه برای تمام دول همجوار افغانستان و تامین حفاظت سرحد روسیه – قزاقستان در تمام طول ان اتخاذ گردند.

درینصورت باید درک نمود ، که امریکایان افغانستان را به مقایسه عراق به زودی ترک نخواهند کرد ، حتی اگر انها ، بالاخره ، به ماندن به تنهایی در انجا بعد از خروج متحدین انها نیز مجبور گردند. ورود انها به این کشور بسیار مهم ستراتیژیک به بهای بسیار گران تمام شده و انها انرا به این اسانی داوطلبانه ترک نخواهند گفت. این موضوع را برخورد کثیرالبعدی جامعه سیاسی و مدنی امریکا نسبت به عراق و افغانستان تائید میکند.

اگر شعار خروج نیروهای امریکا از عراق امروز شعار ماقبل انتخاباتی رئیس جمهور پیروزشده و مطالبات کتلوی مردم بود ، پس افغانستان ، اگرچه اوضاع نظامی – سیاسی درینجا به مراتب نسبت به اوضاع ارام شده در عراق بدتر است ، نه تنها در وسایل اطلاعات جمعی امریکا بازتاب نمی یابد ، بلکه به مثابه کشور بررسی میشود ، که امریکا در اینده نزدیک یا 17 هزار سرباز و یا زیاد تر از ان را به آنجا روان خواهد کرد. راستی درین اواخر در محافل اطلاعاتی و سیاسی بحث شدید بر " استراتیژی اوباما " در باره افغانستان اغاز شده است. من باور دارم ، که نتیجه تحقق ان در بهترین صورت ارایش مجدد قوای امریکایی در افغانستان و محدود ساختن فعالیت های جنگی انها در ین کشور خواهد گردید. سناریوها درینصورت میتوانند بسیار مختلف باشند ، از سناریوی عربستان سعودی ، که در صورت ان امریکا به حضور نظامی خود در افغانستان در یک یا دو پایگاه، در صورت برخورد مساعد رهبری افغانستان ، که مورد حمایت انها قرار دارد ، تا ایجاد پایگاه های اتحادی ، که رسماً تحت قوماندانی مشترک امریکا و افغانستان قرار خواهند داشت طوریکه امروز در ترکیه وجود دارند ، اکتفاء خواهد کرد.

به این ترتیب ، امریکا با تهدید بند ماندن در بحران افغانستان برای سال های طولانی مواجه می باشد ، ولی در عین حال فکر میکنم ، که نباید ازین کار خوشحال شد. تشدید تشنج در افغانستان با منافع روسیه ، حتی در صورت رویارویی نظامی امریکا و افغانستان سازگار نیست. حل بحران افغانستان به نفع روسیه است. از همینرو وریانت متذکره اولی شرکت روسیه در حل این بحران به شرط ، که رهبری افغانستان و رهبری امریکا از درک غیرقابل تقسیم بودن صلح در افغانستان و شرکت مساویانه تمام جوانب ذیعلاقه حل بحران پیروی نمایند ، برتر شمرده میشود.
Afghanistan.ru
(0)نطرشما در اين مورد
ارسال اين صفحه به دوستتان
برای چاپ
صفحه اول
اخبار
روسيه و افغانستان
افغانها مقيم روسيه
معرفی چهره ها
آسيای مرکزی
از منابع روسي
مصاحبه
عکس ها
Google

RSS

matlab@farsi.ru








© 2003-2007 نشريهء آزاد افغانی
كليه حقوق اين سايت متعلق به «افغانستان.رو» ميباشد
نظرات نویسندگان مقالات ممکن است مغایر با موضع اداره سايت باشد
استفاده از مطالب سايت با ذکر ماخذ آزاد است.
--2.1--