English |  فارسی |  Русский  
صفحه اول
برخورد ارباب - رعیتی در سایۀ اتحاد استراتژیک
آیا عربستان از طالبان روی گردانده است؟
ائتلاف نجات در منجلاب
تردید در ماهیت طالبان
آشوب در قلمرو دوستم
رفتار «انتقام‌جویانه»ی اشرف‌غنی با هزاره‌ها
غزنی؛ زخم ناسور انتخابات افغانستان
امید های برخاسته از سه روز آتش بس
کابینۀ مستعفی
اجرای طرح وزیرستان‌سازی شمال افغانستان
صلح با طالبان؛ غیبت مردم، نگرانی منطقه
پرچم طالبان بر فراز پایتخت افغانستان
شکل‌گیری همگرایی منطقه‌یی با محور افغانستان
رهبران شانگهای از پروسۀ صلح و آتش بس حمایت کردند
از طرح صلح تا آتش‌بس یکجانبه
علایم تکرار انتخابات غم‌انگیز 2014
مبارزۀ معکوس با مواد مخدر در افغانستان
تقلای دولت افغانستان برای مشروعیت‌زدایی از گروه‌های جنگجو
چگونه یک مسیحی- لبنانی، پشتون- مسلمان شد؟
آیا «حکومت وحدت ملی» پایان یافته است؟
دلایل عدم برگزاری انتخابات در افغانستان
جنگ طالبان و داعش بر سر معادن
تلاش‌ها برای تصفیۀ نهادهای امنیتی از وجود نیروهای وابسته به مجاهدین
برخی اعضای مجلس سنا: پیمان امنیتی با امریکا باید لغو شود
امریکا در افغانستان؛ از پیمان ناکام تا استراتژی بدفرجام
بدترین روزهای افغانستان پس از یازدهم سپتمبر
رییس اجرایی: نیروهای امنیتی را به کشتار می‌فرستیم
نماینده پارلمان افغانستان: کشورهای منطقه بر سر ختم جنگ با امریکا گفت‌وگو کنند
نزاع کم‌پیشینۀ قومی در مجلس افغانستان
عبدالله، غنی را «دروغ‌گو و عوام‌فریب» خواند
  از منابع روسي/
نا گفته هایی از اسرار زندان گوانتانامو
/9.5.2011
نا گفته هایی از اسرار زندان گوانتانامو

تاتیانا بیزروکووا، مبصر روزنامه "کمسومولسکایا پراودا" چاپ مسکو در شماره اخیر این روزنامه می نویسد:

شماری از رسانه ها موارد جدیدی را درباره زندان گوانتانامو؛« نشانه وحشتناک جنگ غرب با تروریزم» به تازگی جهت اطلاع همگانی به نشر رسانده اند.

این اطلاعات شامل پرونده های زندانیان این زندان فوق العاده سری و هزاران صفحه اسناد« حقیقی» در طی سال های 2002 تا 2008 است.

با آن که این پرونده ها و اسناد از طرف فرمانده زندان امضاء شده اند اما تصمیم نهایی در تعیین سرنوشت این زندانیان از صلاحیت های اداره زندان نیست بلکه مربوط به سطوح بالاتر ارتباط می گیرد.

در هر پرونده در مورد علل زندانی شدن هر زندانی مطالبی وجود دارد اما با وصف این تحلیل گران سایت افشاگر« WikiLeaks » می گویند که باید در مورد این اطلاعات با احتیاط عمل کرد.

بیشتر مدارک ثبوت کننده بر اساس گواهی« شاهدان» ترتیب شده است، دراین راستا بیشتر از یکی از خود زندانیان به عنوان شاهد استفاده شده است.

در میان این شاهدان، « یسیم بصاردا»، تبعه یمن است که هویت وی به عنوان شخصی« درغگو» آشکار گردیده است.

این زندانی« با ارزش ویژه»، به خاطر این که ماموران زندان او را« خبر رسان مهم» به حساب می آوردند با وصف وجود شک و تردید در مورد اطلاعاتش، توانسته بود به شرایط بهتری در زندان دست یابد.

به طور نمونه، بصاردا درباره یک زندانی گواهی داده بود که این زندانی در اردوگاه آموزشی حضور داشته است در حالی که این زندانی حتی به افغانستان نرفته بود.

تحقیقات بعدی نشان داد که این« شاهد ارزشمند»، علیه 60 نفر دیگر نیز به همین ترتیب گواهی داده بود.

اسناد منتشر شده « بی کفایتی و ستمگری» را افشا می کند که به طور سیتماتیک اعمال می شده است، از این اسناد برمی آید که بسیاری از زندانیان این زندان وحشتناک بی گناه اند و هیچ گونه ارتباطی با سازمان های« تروریستی اسلام گرا» ندارند، بلکه بر اساس« اشتباه» به زندان افکنده شده اند.

مشخص شده است که بعد از آغاز جنگ درافغانستان، امریکا با دست باز در بدل هر یک از افراد مطلوب خود قمیتی را اعلام کرده بود و از همین رو متحدین افغان و پاکستانی امریکا، شمار زیادی از اسیران را به « شکارچیان» امریکایی فروخته اند.

در همین راستا، پرویز مشرف رئیس جمهور سابق پاکستان اعتراف کرده است که حکومت پاکستان در مقابل تسلیم دهی 369 منظون به تروریسم، «میلیون ها دالر» را دریافت کرده است.

به نظر می رسد، این « متحدین»، با در نظر داشت زمان، هر شخصی را که دل شان می خواست بخاطرپاداش زیاد که تا نیم میلیون دالر در هر نفر می رسید در فهرست همرزمان بن لادن شامل می ساختند.

هدف عمده آنها شهروندان خارجی بودند و برای این افراد مهم نبود که افراد مظنون به چه دلیل در خاک افغانستان و یا پاکستان هستند.

در این میان بودند افرادی که اعضای« واقعی» القاعده و طالبان بودند، زیرا طالبان برای چندین سال در افغانستان حکومت کردند و هزاران نفر در تشکیلات نظامی آنان کار کرده بودند اما بیشتر کسانی که اسیر شدند افراد کم اهمیت بودند.

به طور نمونه در پرونده « محمد صدیق»، شهروند افغانستان گفته شده « سن؛ 89، متولد سال 1913 از سرطان غده پروستات، فشار سنگین روانی، ضعف روحی و جسمانی ناشی از سن بالا رنج می برد.»

نیروهای ائتلاف او را در هفتم جنوری 2002 در منزلش در منطقه یحیی خیل بازداشت کرده بودند، در خانه او تلفن ماهواره ای و نمرات تلفن مربوط به اشخاص نزدیک طالبان بدست آمده بود که در اصل مربوط به همسایه اش بود.

محمد صدیق استفاده از تلفن را نمی دانست اما بازداشت شد و مستقیما به نیروهای امریکایی سپرده شد و بعد بخاطر همین اشیاء و برگه سندی که مربوط به اداره امنیت ملی افغانستان می شد به زندان گوانتانامو منتقل گردید.

در واقع این فرد در مورد اشیاء بدست آمده چیزی نمی دانست، سپس او آزمایش پولیگراف را گذارند و راستگو ثاثب شد و بعد از آن به افغانستان باز گردانده شد.

طبق ارزیابی فرماندهی زندان گوانتانامو، دست کم 150 زندانی هیچ گونه خطری را بر اجتماع به بار نخواهند آورد، اما مشخص نیست که این افراد بی گناه را به چه دلیل سال ها در زندان نگه داشته اند.

امریکا یی ها این را می دانند که اقامت در زندان گوانتانامو یک زندانی را کاملا« تغییر» می دهد از همین رو در یکی از گزارش ها در مورد« علی احمد»، یکی از زندانیان چنین گفته شده است:« حتی اگر علی احمد که در سال 2001 خطرناک هم نبود...، بودن در زندان گوانتانامو و سرکار داشتن با نظامیان به وی یک روحیه ضد امریکایی داده است و او را افراطی به بار آورده است.»

در مجموع فرماندهی زندان گوانتانامو، داشتن بعضی اقلام از جمله ساعت مچی Casio F-91W و یا نوع دیگر ان به رنگ نقره یی A159W را نشان دهنده آموزش در صفوف « القاعده» بخاطر ساختن دستگاه های انفجاری تلقی کرده است.

« تقریبا از هر سه زندانی که هنگام بازداشت این ساعت را به دست داشتند با مواد انفجاری ارتباط داشته و یا دوره های آموزشی ماین گذاری را سپری کرده است.»

اگر این ساعت که نشانه « جنگجوی خطرناک دشمن» تلقی می شد در نزد کسی پیدا نمی شد، داشتن « بانک نوت صد دالری» یکی دیگر از علائم وابستگی به « القاعده» به حساب می آمد.

در یکی از اسناد گفته شده است:« اگر شخص بازداشت شده مدت زیادی را در افغانستان بیکار بوده است، پس نمی تواند بانک نوت صد دالری داشته باشد از همین رو معلوم است که القاعده توسط چنین بانک نوت های به افراد خود کمک کرده که از افغانستان فرار نموده اند.»

« عبدالقدوس 17 ساله، متولد 1986 که در زمان بازداشت 15 سال داشت یکی از جوان ترین اسیران گوانتانامو به حساب می آید.»

«او زمانی از سوی سربازان افغان بازداشت شد که از آنها خواسته بود برای کشتن امریکایی ها به وی اسلحه بدهند، او سپس بازداشت و به امریکایی ها تسلیم داده شد...»

واضح است که این پسربچه ، وقتی که بازداشت شد فوتبال بازی نمی کرد اما نباید نباید فراموش کرد که این امریکائیان بودند که وطن او را اشغال کرده بودند.

یاسر الزهرانی 17 ساله، شهروند عربستان سعودی در این پایگاه کشته شد، در پرونده او چنین گفته شده است:« در ماه جون سال 2001 بازداشت شده، صنف 11 مکتب را تمام کرده است. او دو ماه در خانه خود به سر می برد، شنید که جهاد مکلفیت مذهبی است و تصمیم گرفت به افغانستان برود...»

« فرد بازداشت شده را به کمپی در قندوز به قرارگاه بردند او در انجا یک ماه قبل از بازداشت برای جنگ آموزش دیده بود و سپس به عنوان محافظ در قرارگاه دیگر مقرر گردید.»

به نقل از یاسر گفته شده که او سه ماه را در آنجا گذراند، هنوز خط مقدم جبهه تخریب نشده بود تا این که گروه او به طرف قندوز عقب نشینی کردند، جایی که نیروهای ائتلاف آنها را محاصره و سپس در 20 جون 2002 به گوانتانامو منتقل گردید.

« او در زندان گوانتانامو از فرمان ها تابعیت نمی کرد و از نظر دورنمای اقامت در کمپ نیز بسیار خطرناک است تا اکنون از او 113 گزارش در مورد برخورد بد و جود داشته است و او بخاطر نقص مقررات، حمله بر نگهبانان، توهین و تهدید آنها و تخریب اموال مجازات شده است..»

با این وضعیت او نمی توانست جان به سلامت ببرد، او به خاطر همین رفتار، به بند زندانیان نافرمان منتقل گردید و در آن جا یک جا با دو زندانی دیگر از طرف نگهبانان به قتل رسید.

مرگ او را خودکشی قلمداد کردند اما به زودی «شاهد قتل» ترخیص گردید و این جنایت را فاش ساخت.
فارسی.رو
(0)نطرشما در اين مورد
ارسال اين صفحه به دوستتان
برای چاپ
صفحه اول
اخبار
روسيه و افغانستان
افغانها مقيم روسيه
معرفی چهره ها
آسيای مرکزی
از منابع روسي
مصاحبه
عکس ها
Google

RSS

matlab@farsi.ru








© 2003-2007 نشريهء آزاد افغانی
كليه حقوق اين سايت متعلق به «افغانستان.رو» ميباشد
نظرات نویسندگان مقالات ممکن است مغایر با موضع اداره سايت باشد
استفاده از مطالب سايت با ذکر ماخذ آزاد است.
--2.1--